خاطره زایمان
سلام دوستان عزیزم من از اوایل بارداری همیشه استرس زایمانو داشتم . دائما تو نی نی سایت مشغول خوندن خاطرات زایمان بودم و با تک تک شون اشک ریختم و خندیدم حالا دیدم که اگر خاطره خودمو ننویسم واقعا نامردیه . چون کسایی که استرس دارن با خوندن این خاطره ها امیدوار میشن . نی نی کوچولوی ما قرار بود بین 12 تا 14 اذر بدنیا بیاد . از 8 و 9 تقریبا همه منتظر بودن مامان علی اقا اومد پیشمون مامانی و خاله ها هم اومدن. وقتی نصفه شبا برا اب خوردن پامیشدم همه خوشحال میشدن فکر میکردن از درد پا شدم . البته تو سونو ها به خاطر اینکه قد و وزنت به ایده ال رسیده بود هر روز دکتر میگفت تا فردا یا پس فردا دردت شروع میشه غافل از این...
نویسنده :
مامان نوشين و بابا علي
11:52








